Daisypath Anniversary tickers
Lilypie Pregnancy tickers
خاطرات من از روزهای زندگی

+ سلام به نی نی گولو

حدود یه هفته ای هست که فهمیدم یه مسافر کوچولو تو راه داریم دوست داشتم بیام بنویسم ازش اما نمی دونم چرا نمی تونستم شاید به خاطر این بود که هنوز تو شوکش بودم .

همسری عزیزم سه هفته ای هست که نیومده و تا ده روز دیگه هم نمی تونه بیاد دلم براش خیلی تنگ شده بهش گفتم که نی نی داریم ولی دوست داشتم ببینمش تا عکس العملش و ببینم فکر کنم خوشحال شد هنوز کسی نمی دونه من و و مامانم و خواهرکوچیکا می دونیم به مامان همسری نگفتیم می خوام وقتی رفتم سونو بهش بگم از وقتی این نی نی شیطون اومده خیلی کمردرد دارم  و راحت نمی تونم روی صندلی بشینم اوه راستی طبق معمول هم بعد از دو هفته رژیمم وا رفت البته این بار به خاطر اومدن نی نی گولو بوده لبخند همش گشنم می شه و دلم می خواد یه چیزی بخورم ، ویار ندارم از چیزی هم نه بدم میاد نه خوشم کلا عادی و معمولیم فقط زود خسته می شم و کمرم درد می کنه .

ای کاش هسمری بود نمی دونم بدون اون راحته از این نی نی گولو نگهداری کنم یا نه؟ امیدوارم خدا کمک کنه........

راستی نی نی گولوی من سید یا سیده است، لطفا برای  سلامتیش دعا کنین .

نویسنده : ماری ; ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٦ دی ۱۳۸٩
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک



Powered by Abzarak.com