Daisypath Anniversary tickers
Lilypie Pregnancy tickers
یک عدد ماری چاخالوی سرما خورده - خاطرات من از روزهای زندگی

+ یک عدد ماری چاخالوی سرما خورده

سلام

می خوام برای n+1 امین بار مشهدی ماری بشم و برم پیش هسمری دلم براش خیلی تنگ شده آخه هسمری عزیز این هفته نیومد چون من گفتم نیا چون قیافم خیلی خیلی دیدن داشت دماخم عین یه ناودون پر از بارون شده بود و اندازه یه گلابی بزرگ ابروهامم دیدنی پشمالو صورتمم کثیف عین حسنی .

خلاصه این هفته از پذیرفتن هسمری معذور بودیم چون ترسیدیم وانگهی ایشان هم از ما سرماخوردگی بگیرن و خاطر عزیزشان مکدر شود .

حالا قراره من سه شنبه برم پیشش دلم براش خیلی تنگیده ، عزیزم گلم ای کاش زود سه شنبه بیاد

راستی امروز واسه خواهری عیدی روز عید قربونو پیشاپیش میارن خوشبحالش ماکه نوزمدی از این عیدا نداشتیم ، آها یه چیز دیگه پدرهسمری هر سال عید قربون یه گوسفند قربونی می کنه می خوام برم اونجا از نزدیک ببینم چه جوری پخ پخش می کنن ؟ آخه همسری پخش می کنه ؟ (جلاد ِ می ترسم یه روز منم پخ کنه)

نویسنده : ماری ; ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸٩
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک



Powered by Abzarak.com