Daisypath Anniversary tickers
Lilypie Pregnancy tickers
روز تولد من - خاطرات من از روزهای زندگی

+ روز تولد من

چهارم ماه روز تولدم بود اما مثل خیلی سالای پیش این روز  روز قشنگی برام نبود نمی دونم چرا تو این روز احساس افسردگی و ناراحتی می کنم ناراحت امسال بیست و چار بهار و پشت سرگذاشتم و وارد بیست و پنج سالگی شدم چقدر عمر آدم سریع می گذره انگار همین دیروز وارد دانشگاه شدم و جشن 18 سالگی گرفتم یعنی واقعا 7 سال گذشت.

ای خدا امسال خیلی کمتر از سالهای گذشته تولدمو بهم تبریک گفتن و این موضوع هم تو شدت افسردگیم بی تاثیر نبود حتی همسری هم آخرای شب روز بعدش زنگ زد و تولدمو تبریک گفت البته از قبلشم یکم ازش دلخور بودم شایدم من زیاد حساسم و سربه سرش می زارم خودش می گفت منظور نداشته اما به نظرم این یه جواب مردونه است فقط از دو نفر امسال کادو گرفتم مامی جونم و مامی همسری .

راستی امسال تولدم با عید غدیر مصادف بود همسری سید فکر کنم چون چهارشنبه شب عید بود سیماش یه خورده قاطی شده بود چشمک

اصلا خودم تولدمو به خودم تبریک می گم

راستی دوباره تصمیم گرفتم رژیم بگیرم اون دو کیلویی که کم کرده بود دوباره برگشت که هیچ دو کیلو دیگه هم مهمون شدیم خنده

البته نه از این رژیمای گذایی 10 -12 روزه بلکه طولانی مدت قبلا یه بار این رژیم گرفتم و حدود 20 کیلو کم کرده بودم نمی دونید چه باربی شده بودم اون موقها باربی رو از رو من الگو برداشتنتعجب

خلاصه می خوام برگردم به همون 60 کیلو البته اون موقع تا 54 هم پیش رفتم

ولی حالا............................

وزن اولیه (خجالت می کشم بگم 79.5)

وزن دلخواه (حدود 60 )

از امروز 6 آذر شروع کردم  تاانشاءالله عید نوروز

البته می خوام تا دیماه که تولد همسری هم هست یه خورده متفاوت شده باشم آخه اونم امسال تو تولد من سنگ تموم گذاشت و متفاوت تر از  همیشه بود  دروغگو

نویسنده : ماری ; ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ ; شنبه ٦ آذر ۱۳۸٩
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک



Powered by Abzarak.com